سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
41
تاريخ ايران ( فارسى )
اما حيوانات اهلى بايد دانست كه ايران ياماد وطن اسبهاى نيسه مىباشد كه در فصل دهم ذكر خواهد شد . مواشى معمولا در آن كشور كمجثه و غذاى صحيح ندارند ، ولى در ولايات بحر خزر و سيستان گاوهاى بزرگ جسيمى يافت مىشود . گاوميش در نواحى بحر خزر و خوزستان خيلى زياد است اما در فلات چندان ديده نميشود و مناسبتى با حال آنها ندارد . گوسفندهاى ايران دنبهء فربه دارند چنان كه در اواخر بهار نوزده پوند وزن دنبهء آنهاست ، ليكن در زمستان كوچك مىشود . يك قسم بز بيشتر ندارد و آن داراى كرك خوبى است كه پارچههاى لطيف با آن مىبافند ، شترهاى يك كوهان خراسان از جهت زور و قوت معروفاند و شترهاى سيستان سريعالسير ميباشند ، شترهاى دوكوهان باختر هم گاهى از اوقات در قوافلى كه در شمال ايران مسافرت ميكنند ديده مىشود . از طيورى كه شكار مىشود يكقسم هوبره است و يكقسم مرغى كه « 1 » فقط در قلل جبال زايد بر نه هزار پا ارتفاع ديده مىشود و كمياب است و نيز قرقاول است كه اقسام عديده دارد « 2 » . از مرغان شكارى اين فلات كه عمومى است دو قسم كبك مىباشد و يكقسم ثالث كه منحصر بولايات جنوبى است . در كنار بحر خزر درّاج فراوان نيست اما در درّهء جيرفت و كلية در گرمسيرهاى جنوبى ايران كه داراى خارستان يا بوتهزار مىباشد بسيار است . سه قسم باقرغره نيز هست اما در فلات زيادتر است ، در درّهء گرگان هزارها باقرغرهء دمباريك ديدهام . مرغابى بانواع مختلف و پاشله در زمستان ظاهر مىشود و بسيار است . بلدرچين را در بهار با تور ميگيرند و كبوتر همهجا در نزديكى مزارع فراوان است . از اقسام طيور ديگر كه براى شكار صلاحيت ندارند قوش و قراقوش و كركس فراوان است ، يكقسم مرغ زنبورخوار و هدهد و سبزقبا كه اسباب صفاى تابستان است نيز بسيار است ، كلاغ و زاغ و كلاغ زنگى و كلاغ جرك و سار و گنجشك و چكاوك و صعوه فراوانند ، همچنين بلبل و طرقه و اقسام متعدده از مرغان خوشآهنگ يافت
--> ( 1 ) - در انگليسى خروس برف ناميده مىشود . ( 2 ) - اولياى امور موزهء تاريخ طبيعى قرقاولهاى درهء گرگان را كه نقطهء مقابل هريرودند پرسيكوس ( Persicus ) نام نهاده و نيز قرقاول طالش را كه يكقسم متمايزى است تالسچئن ( Talischen ) مينامند و من از هركدام از آنها يك نمونه به موزهء تاريخ طبيعى تقديم نمودهام . « مؤلف »